چشامو می بندمو
زل می زنم به آسمون!
دوباره خلسه می شم
می رم به اونور زمون
پروبالی در میاد
روی تنم از جنس ذکر
زمینو ترک می کنم
پر می کشم یه جای بکر
به یه جایی که پراز
واژه سبز رحمته
غمی نیست ملالی نیست
هر چی که هستش نعمته
جاریه رود امید و...
می وزه نسیم نور
غزل آهنگ و ترانه س
که می ده به سینه شور
تا میام صفا کنم
می گن که وقت رفتنه
خب دیگه چاره ای نیست
با این وجود که سختمه
چشامو وا می کنم
زل می زنم باز به زمین
دوباره خسته میشم
دلم میشه زار و غمین....