آقای حق پرست
شما اخراجید...!
این را شه روش
رییس کارگزینی
اداره...!گفت
و کمر کاظم
در جا شکست!
بغض گلویش را گرفت
ولی گریه نکرد
...کاظم
حالا می خواهی چه کار کنی؟
اجاره خانه
خرج بچه ها
قسط بانک
هزینه دیالیز همسرت فاطمه
زخم زبان مردم!
...:((دیدی فلانی هم
تو زرد از آب در آمد
می گن رشوه گرفته بود))
خب امضایش می کردی
پرونده آقای سیرجانی را می گویم!
پسر عموی رفیق رییست را!
مگر چه می شد؟
الان زمین های او تغییر کاربری می داد
و تو سر جایت بودی
نه اینکه تو تغییر کاربری بدهی!
و آنها سر جایشان باشند
می دانم الان
سر درد همیشگی ات شروع شده
ولی با کدام دستمال
سرت را خواهی بست؟
آن هم اگر پاک باشد!
اصلا نیروی پیمانی را
چه به این حرفها
پیمان بسته بودی
که کارت را درست انجام بدهی
ولی آنها می خواستند
پیمانت را بشکنی!
و تو نشکستی
و آنها شکستند!
پیمانه ات را!
و ریختند آبرویت را ...
برایت پرونده درست کردند
با یک پوشه فنری قرمز!
و 4 تا کاغذ پاره
چه سر به زیر انگشت زدی
برگه تسویه ات را
مثل آن 15 باری که
در انتخابات شرکت کرده بودی!
امروز کاظم
مجرم و رشوه گیر!
از اذان صبح تا بوق سگ!
مسیر آزادی-شهریار را
با لگنش!
و بیمارستان ساسان را
با آمپول های اعصابش!
می رود و می آید....
هفته پیش
فاطمه همسرش مرد!
تا در اتاق 12 متری
جایشان باز تر شود!
و این غصه
قصه ای ست...
که سر دراز دارد
کاظم عزیز
می سپارمت به بقیه
اخراجی ها!
....داش مجید
بایرام لودر!
بیژن مرتضوی!
حاج کریم
تا تماشا کنند...
رییسانت
چه قشنگ
فیلمت کردند!!
دادم لباس بدوزن
واسه تن آسمون
پارچه مخمل باشه
با پولک فراوون
پولکاشم ستاره
طلایی و چشمک زن
عکس یه ماه قشنگ
وسط اون پیراهن
غصه نخور که تا عشق
دولتش برقراره
خزون نمی یاد اینجا
همش فصل بهاره
گریه نکن عزیزم
برای ستاره ها
نگو که ماهمون هست
بازم غریب و تنها
خورشید اگه غایبه
تاریکی برقراره
لابد که بی سبب نیست
حتما یه حکمی داره
هر وقت دلت گرفتش
برای ستاره ها
بشکن تو بغض درد رو
برای شاپرکها
شاپرکان که هستن
نشون ز درد دیروز
رو پرشون هزار زخم
برای نسل امروز
ستاره ها که رفتن
نشون و نورشون هست
تربت تابناک و
حرفای نابشون هست
شاپرکا رو دریاب
تا که هنوز جون دارن
از حماسه دیروز
حرفا برامون دارن
نذار تو عصر غربت
ماه رو ازت بگیرن
بدون ماه عزیزم
شاپرکا می میرن
خدای آسمونا
ماه رو نگیر ازمون
به لطف و مهربونیت
خورشید رو زود برسون....
۱۶-۱۱-۸۶