تبليغاتX
محمود صارمی

 

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

خدا را شکر می کنم..

که معدن را آفرید!

تا من،شوذب،علی حمد خدا

 و بقیه همکارانم

از آن روزی بخوریم...

و نان کسی را

آجر نکنیم!

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه همیشه

رویم سیاه است!

ولی مثل بعضی از

مسوولین شیفته قدرت!

رو سیاه نیستم!

و اگر چه کارم با سنگ است

ولی مثل برخی از

مرفهین تشنه ثروت!

دلم از سنگ نیست!

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه همیشه اوقات

دود باروت و حرف سرکارگر را

 می خورم

ولی خدا شاهد است...

حق کسی را نخورده ام!

و اگر چه دست هایم

 پینه بسته است

ولی پنبه کسی را نزده ام!

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه به خاطر

فشار کار و روزگار...

پشتم خمیده است

ولی دلم صاف و روشن است...

واگر چه به خاطر

 کوتاهی پای چپ!

نمی توانم راست راه بروم!

ولی همیشه سعی کرده ام

راه درست را بروم...

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه همیشه ماسک

به صورت می زنم!

ولی هیچوقت نقاب

به صورت نزده ام....

و اگر چه حقوقم

ماه به ماه دیر می شود

ولی ماه بهمن را

دوست دارم...!

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه ۵ بچه قد و نیم قد دارم

ولی سودابه بچه یتیم

همسایه را از یاد نبرده ام...

و اگر چه تا به حال

امام رضا (ع) را

زیارت نکرده ام...!

ولی همیشه به رضای خدا

راضی بوده ام....

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه پدرم به خاطر تنگدستی

من را به مدرسه نفرستاد

ولی نهج البلاغه را

 حرف به حرف می فهمم...!

و اگر چه صورتم را هر روز

با سیلی سرخ می کنم...!

ولی تا امروز

به صورت بچه هایم

سیلی نزده ام!

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

اگر چه با آمپول و دارو

سرطان معده ام را

از یاد می برم

ولی به بی دردی

عادت نکرده ام...!

 و اگر چه ۳ سال

در خط مقدم جبهه بودم

ولی ۲۶ سال است

که در هیچ خطی نیستم!

 جز خط روح خدا...

من عباس معدنچی ۵۰ سال دارم

و خدا را شکر می کنم

که کوه را آفرید...

تا یاد بگیرم

اگر چه همیشه عالم

به جسمش  تیشه می خورد

و زخمی می شود

ولی همیشه روزگار

قامتش استوار می ماند....

 

این مطلب در سایت

  بچه های قلم

مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید |

آقای حق پرست

شما اخراجید...!

این را شه روش

رییس کارگزینی

اداره...!گفت

و کمر کاظم

در جا شکست!

بغض گلویش را گرفت

ولی گریه نکرد

...کاظم

حالا می خواهی چه کار کنی؟

اجاره خانه

خرج بچه ها

قسط بانک

هزینه دیالیز همسرت فاطمه

زخم زبان مردم!

...:((دیدی فلانی هم

تو زرد از آب در آمد

می گن رشوه گرفته بود))

خب امضایش می کردی

پرونده آقای سیرجانی را می گویم!

پسر عموی رفیق رییست را!

مگر چه می شد؟

الان زمین های او تغییر کاربری می داد

و تو سر جایت بودی

نه اینکه تو تغییر کاربری بدهی!

و آنها سر جایشان باشند

می دانم الان

سر درد همیشگی ات شروع شده

ولی با کدام دستمال

 سرت را خواهی بست؟

آن هم اگر پاک باشد!

اصلا نیروی پیمانی را

چه به این حرفها

پیمان بسته بودی

که کارت را درست انجام بدهی

ولی آنها می خواستند

پیمانت را بشکنی!

و تو نشکستی

و آنها شکستند!

پیمانه ات را!

و ریختند آبرویت را ...

برایت پرونده درست کردند

با یک پوشه فنری قرمز!

و 4 تا کاغذ پاره

چه سر به زیر انگشت زدی

برگه تسویه ات را

مثل آن 15 باری که

در انتخابات شرکت کرده بودی!

امروز کاظم

مجرم و رشوه گیر!

از اذان صبح تا بوق سگ!

مسیر آزادی-شهریار را

با لگنش!

و بیمارستان ساسان را

با آمپول های اعصابش!

می رود و می آید....

هفته پیش

فاطمه همسرش مرد!

تا در اتاق 12 متری

جایشان باز تر شود!

و این غصه

قصه ای ست...

که سر دراز دارد

کاظم عزیز

می سپارمت به بقیه

اخراجی ها!

....داش مجید

بایرام لودر!

بیژن مرتضوی!

حاج کریم

تا تماشا کنند...

رییسانت

چه قشنگ

فیلمت کردند!!

 

این مطلب در سایت

  بچه های قلم

مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید |

دادم لباس بدوزن

واسه تن آسمون

پارچه مخمل باشه

با پولک فراوون

 

پولکاشم ستاره

طلایی و چشمک زن

عکس یه ماه قشنگ

وسط اون پیراهن

 

غصه نخور که تا عشق

دولتش برقراره

خزون نمی یاد اینجا

همش فصل بهاره

 

گریه نکن عزیزم

برای ستاره ها

نگو که ماهمون هست

بازم غریب و تنها

 

خورشید اگه غایبه

تاریکی برقراره

لابد که بی سبب نیست

حتما یه حکمی داره

 

هر وقت دلت گرفتش

برای ستاره ها

بشکن تو بغض درد رو

برای شاپرکها

 

شاپرکان که هستن

نشون ز درد دیروز

رو پرشون هزار زخم

برای نسل امروز

 

ستاره ها که رفتن

نشون و نورشون هست

تربت تابناک و

حرفای نابشون هست

 

شاپرکا رو دریاب

تا که هنوز جون دارن

از حماسه دیروز

حرفا برامون دارن

 

نذار تو عصر غربت

ماه رو ازت بگیرن

بدون ماه عزیزم

شاپرکا می میرن

 

خدای آسمونا

ماه رو نگیر ازمون

به لطف و مهربونیت

خورشید رو زود برسون....

۱۶-۱۱-۸۶

مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید |

پیکسل های زخمی...mahmoodsaremi.blogfa.com

خواهرم سمیه....برادرم یوسف

جایی به اسم برهوت معرفت...

در گوشه ای از خطه جنوب..

واقع در ام القرای اسلام

یک تکه نان!چند چکه آب!

هدیه مسافرانی بود که می گذشتند

و هزار بار خدا را شکر می کردند

که آنها سمیه و یوسف نیستند!

یوسف زبانش به امانت پیش خدا بود

...و حرف نمی زد

سمیه با تمام معصومیتش

فقط نگاه می کرد...

و من چک چک تق تق

شاتر دوربینم را فشار می دادم

تا حالا بگویم:.....

سمیه خواهرم.....یوسف برادرم

مرا برای ظهورتان ببخشید!

خواستم دردتان غایب نماند!

تا مبادا به بی دردی عادت کنیم

خودم را می گویم

حاج یونس را

جباری را

ستار گلمکانی را

نیما را

بیطرف نماینده حزب باد را

 تا شاید

آقای دکتر

نسخه ای برایتان بپیچد!

نه آن طور که

دکتر قبلی نسخه تان را پیچید!

با آن که می دانم

دستهای کوچکتان خالی ست...

و چیزی نداریدکه ببخشید!

ولی مرا...

به تعداد پیکسل های زخمی این عکس ها ببخشید...!

 

۱۴-۱۱-۸۶

 این دلنوشته را با صدای من بشنوید

 

مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید |

ما همه بی غیرتیم آینه در کربلاست...خواهر کوچک فلسطینی ام ما راببخش..! 

دلم گرفته...

برای مرکا

دختر یهودی

 شهر ک اسراییلی نشین

معالیه

که ۲۵ سال است

نه پدر دارد و نه مادر

ولی خاخام های صهیونیستی

بد جور هوایش را دارند!

دلم گرفته ...

برای کارا مصطفی

دانشجوی علوم سیاسی

که جوانان ناسیونالیست آلمانی

۲ گوش و ۱ چمشش را از او گرفتند

تا مادرش

 صفیه خانم

در استامبول سکته کند!

دلم گرفته...

برای شیخ صالح

امام جماعت شیعه منطقه صعده یمن

که ۱ ماه است

از زندان آزاد شده

به شرطی که فقط نماز بخواند

و نام اهل بیت(علیهم السلام) را به گور ببرد!

دلم گرفته...

برای اوکیناوا

که تنها در اتاق نشیمن نشسته

و چشم هایش به در خیر مانده

تا چه وقت اهالی خیابان اوزاکا بفهمند

 پیرمرد همسایه

۲ هفته است که مرده!

دلم گرفته...

برای عزیز الله

چوپان ۳۰ساله هراتی

که آدم بی دست و پایی است!

ازبس که هر روز

روی مین می رود!

دلم گرفته...

برای سوزانا

که شبها با سگ پیرش

در زیر پل می خوابد

و روزها برای چند سنت سکه

در مترو یی نزدیک برج های دوقلو

گدایی می کند

همانی که ۱۶سال

مدل عکاسی

سایت های پ/و/ر/ن/و بود!

دلم گرفته....

برای راغب موسوی

طلبه جوان عراقی

که خبر ندارد

روز اربعین

وهابی ها

حوزه علمیه شان

را منفجر خواهند کرد

و او ...

تنها شهید این فاجعه خواهد بود!

دلم گرفته...

برای انریکو

پسر ۶ساله سیسیلی

که سه سال است

پدرش ستوان روسینی

 گم شده!

و او هر روز از مادرش می پرسد

مامی مافیا یعنی چی؟

دلم گرفته...

برای دنی ۱۳ ساله

بچه محله فقیر نشین

سن سن دو نی پاریس

که صبح تاشب

 در منطقه اعیان نشین بلویل

دودکش خانه ها را پاک می کند

تا مادرش مجبور نشود

مثل زن همسایه

هفته ای ۳بار خود فروشی کند!

 دلم گرفته...

برای حنانه ۵ ساله

دختر شهید عثمان هادی

که از نوار غزه

به جای لالایی و قصه شب

۲۴ساعته

آهنگ بد صدای

شلیک گلوله

انفجار

ضجه

و مرگ را می شنود!

دلم گرفته...

از این همه درد

و درد،درد است

هر جای دنیا که باشد...

 

 ۸۶/۱۱/۹

 این مطلب در سایت های

 مسعود ده نمکی

 مطالبه (مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس)

 

مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید |

من خدای بزرگ را دوست دارم

ولی از ناخدایان کوچک می ترسم!

 من محمد (ص) را دوست دارم

ولی از گروه القاعده می ترسم!

من علی (ع) رادوست دارم

ولی از شریح قاضی می ترسم!

من فاطمه (س) را دوست دارم

ولی از زمین خواران سیرجان و فدک می ترسم!

من حسن (ع) را دوست دارم

ولی از جنگ قدرت می ترسم!

من حسین (ع) را دوست دارم

ولی از اصلاح طلبان اصولگرا می ترسم!

من سجاد (ع)  را دوست دارم

ولی از عامل بی علم  می ترسم!

من باقر (ع) را دوست دارم

ولی از عالم بی عمل می ترسم!

من جعفر صادق (ع) را دوست دارم

ولی از شیعه با شور وبدون شعور می ترسم!

من موسی کاظم (ع) را دوست دارم

ولی از قرآن مجالس ختم می ترسم!

من رضا (ع) را دوست دارم

ولی از نتیجه انتخابات مجلس هشتم می ترسم!

من محمد تقی (ع) را دوست دارم

ولی از تقواداران متحجر می ترسم!

من هادی (ع) را دوست دارم

ولی از بازیگران سیاست می ترسم!

من حسن عسکری (ع) را دوست دارم

ولی از زندانبان بی منطق می ترسم!

من مهدی (عج) را دوست دارم

ولی از انجمن حجتیه می ترسم!

من زینب (س) را دوست دارم

ولی از لبریز شدن صبر محرومان می ترسم!

من ابالفضل (ع) را دوست دارم

ولی از جناح راست و چپ می ترسم!

من علی اکبر (ع) را دوست دارم

ولی از ازدواج و بیکاری می ترسم!

من حقیقت را دوست دارم

ولی از فیلتر شدن می ترسم!

می ترسم....!

 

  ۸۶/۱۱/۲

  این مطلب در سایت های

 *  مسعود ده نمکی

 *عدالتخانه (پایگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)

 *بچه های قلم

 *مطالبه (مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس)

 * عصر ایران(سایت خبری تحلیلی)

 * my site 

 

مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید |